تبليغاتX
لاي اين شب بو ها . . .
لاي اين شب بو ها . . .
داستان مدرسه رفتن
بعضی وقتها آدم هر چقدر هم که لجباز باشه بزور مجبور ميشه کاری رو که
 
 دوست نداره انجام بده. مثل رفتن به مدرسه...
 
HydroForum ® Group
 
خوب در همچين مواردی آدم دچار عقده های سر کوفته ميشه و بالاخره اين
 
 عقده هايک جايی خودشونو بروز ميدن ديگه...
 
HydroForum ® Group
 
البته اين اعمال شنيع عواقبی هم در پی دارند...

HydroForum ® Group
 
خوب ادب کردن بچه های بی ادب جزو واجبات است!
 
HydroForum ® Group
 
از اونجا که ما موجود تاديب پذيری بوديم تا چند سالی ادب شديم که از
 
تمامی دست اندر کاران اين امر خطير کمال تشکر را داريم.


اما با ورود به دبيرستان هر چه اين اساتيد محترم رشته بودند پنبه شد و نامه
 
 اعمال ما با يک سری موارد رنگين تر شد...


ـ تفريح سالم در کوچکترين فرصت حاصله
 
HydroForum ® Group
 
ـ تفريح با ناظمين زحمتکش مدرسه
 
HydroForum ® Group
 
ـ اظهار محبت و دوستی به بعضی از عابرين محترمی که شانس عبور از زیر
 
 پنجرهکلاس ما رو داشتند!
 
HydroForum ® Group
 
خوب بعد از اينهمه ماجرا آدم بايد يک فکری هم واسه شب امتحانش بکنه
 
ديگه... نه؟
 
HydroForum ® Group
 
 اما بعضی وقتها هر چقدر هم که زرنگ باشی تمهيداتت با شکست روبرو
 
ميشند و بايد به فکر چاره افتاد... ماهی را هر وقت از آب بگيری تازه است...
 
HydroForum ® Group
 
خلاصه اينکه تاديب و تنبيه و تمهيد روی بعضی از موجودات دو پا اثر نداره.
 
خوب ما هم يکی از اوناييم.
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 4:6 PM توسط نرسیس و تهمینه |


لای این شب بو ها . . بگذاریم که احساس هوایی بخورد JavaScript Source Link Us Page